خبرهای ویژه

» اقتصادی » پیچ و خم های بازاریابی و فروش نفت ایران، در گفتگو با سید محسن قمصری

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۶/۰۱ - ۹:۰۲

 کد خبر: 12008
 68 بازدید

پیچ و خم های بازاریابی و فروش نفت ایران، در گفتگو با سید محسن قمصری

نام سید محسن قمصری مدیر سابق امور بین الملل شرکت ملی نفت ایران، علاوه بر شخصیت آرام و متین شان، از آن جهت اهمیت دارد که پس از روی کار آمدن دولت یازدهم و بازگشت بیژن زنگنه به وزارت نفت، موضوع رشد فروش نفت در دستور کار قرار گرفت و با امضای برجام تصمیم گرفته شد این میزان به دو برابر قبل، یعنی بیش از 2 میلیون بشکه در روز برسد. مدیریت  اجرایی این تصمیم راهبردی به سید محسن قمصری واگذار گردید.

پیچ و خم های بازاریابی و فروش نفت ایران، در گفتگو با سید محسن قمصری

نفت؛ این سیاه بدبو به طلای سیاه مشهور است.۱۱۰ سال از کشف آن در ایران می گذرد. هدف اصلیِ سیاست های استعمارگرانه بوده و غالب جنگ ها با نگاه به این طعمه سیاهِ چرب درگرفته است. شمشیری است بر کمر اقتصاد بسیاری از کشورها. اگر نباشد…

نام سید محسن قمصری مدیر سابق امور بین الملل شرکت ملی نفت ایران، علاوه بر شخصیت آرام و متین شان، از آن جهت اهمیت دارد که پس از روی کار آمدن دولت یازدهم و بازگشت بیژن زنگنه به وزارت نفت، موضوع رشد فروش نفت در دستور کار قرار گرفت و با امضای برجام تصمیم گرفته شد این میزان به دو برابر قبل، یعنی بیش از ۲ میلیون بشکه در روز برسد. مدیریت  اجرایی این تصمیم راهبردی به سید محسن قمصری واگذار گردید. ایشان سال گذشته به دلیل بازنشستگی، این منصب مهم را واگذار نمودند. او هم اینک مشاور مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری غدیر است. با وی مصاحبه ای پیرامون پیچیدگی های بازاریابی و فروش نفت ایران انجام دادیم که از نگاه ژرف تان می گذرد.

گفتگو: محمد جشنی

ضمن تشکر از جنابعالی، با توجه به سابقه ارزشمندی که در حوزه نفت از جمله؛ بخش صادرات نفت دارید و فضای فروش نفت را بویژه بعد از برجام تجربه کردید، ابتدا از موضوع سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی در بندهای ۱۳، ۱۴ و ۱۵ که به ترتیب درباره مقابله با ضربه پذیری درآمدهای حاصل از صادرات نفت وگاز، افزایش ذخایر راهبردی و در نهایت افزایش ارزش افزوده است، شروع می کنم. نظر شما در این زمینه چیست؟

مدیریت امور بین الملل شرکت نفت ایران نقش زیادی در برنامه ریزی تولید ندارد. در واقع وظیفه این مدیریت، صادرات تولیداتی است که از طرف هیئت مدیره و وزارت نفت برای تامین بودجه مصوب کشور در اختیار مدیریت امور بین الملل قرار می گیرد. اگر قرار باشد صادرات با وقفه یا کندی صورت گیرد، کشور را دچار هزینه هایی میکند، چون نفتی که تولید میشود قابلیت نگهداری زیادی ندارد. لذا می توان گفت که وظیفه مدیریت امور بین الملل بازاریابی و فروش به موقع نفت خام تولیدی است. پس این مدیریت نمی تواند راسا در بحث تولید داخلی و اقتصاد مقاومتی وارد شود. البته در بحث ارزش افزوده ما نمی توانیم به صورت صفر و یک عمل کنیم. نمی توانیم به صادرات ۱۰۰% نفت خام و یا ۱۰۰% فرآورده فکرکنیم بلکه کشور باید نقطه اپتیمم را پیدا کند. توجه دارید که خیلی از خریداران نفت خام ایران به دلیل سرمایه گذاری در بخش های پایین دست، نمی توانند آن بخش ها را تعطیل کرده و صرفا فرآورده از ما بخرند. اگر فرض کنیم مقدار نفت خامی که  را صادر می کنیم بخواهیم تبدیل به فرآورده کنیم، برای هر صد هزار بشکه آن نیاز به پالایشگاهی با حدود ۴ یا ۵ میلیارد دلار سرمایه نیاز داریم. بنابراین سرمایه عظیمی مورد  نیاز خواهد بود.

علاوه بر این، ساخت پالایشگاه ها به سالها زمان نیاز دارد . به فرض تامین سرمایه و زمان ، باز هم قادر بر فروش همه فرآورده تولیدی نخواهیم بود . بهترین حالت این است که به فرض امکان تامین سرمایه برای ساخت پالایشگاه ، باید نقطه اپتیممی را مشخص کنیم که در آن نقطه بتوانیم حداکثر ممکن تولید و صدور فراورده را بهمراه حداقل منطقی صادرات نفت خام به صورت توام داشته باشیم. جایی که هم حداکثر ارزش افزوده ممکن را پیدا کنیم و هم کشورهای خریدار نفت ایران را تامین کنیم. چون اگر ما نفت را نفروشیم به راحتی دیگران جای ما را پر میکنند، کما اینکه در دوران تحریم این اتفاق افتاد و صادرات نفت خام ایران به زیر یک میلیون بشکه در روز رسید بدون اینکه مشکل خاصی برای خریداران سابق نفت ایران ایجاد شود . لذا قطعا نمی توان همه نفت صادراتی را به فراورده  تبدیل کرده و صادر کنیم ، هرچند که  خام فروشی کامل هم مورد تایید نمی تواند باشد.

آیا تلاشی برای یافتن این نقطه اپتیمم صورت گرفته است؟

در ساختار نفت و در بدنه کارشناسی این ایده وجود دارد که ما بتوانیم به حداکثر ارزش افزوده با رعایت مسائلی که گفتم برسیم ولی باز هم به بحث سرمایه باز میگردد. البته چنین سرمایه عظیمی در نفت وجود ندارد ، حتی برای تامین سرمایه برای توسعه بالا دست و تولید نفت  هم مشکل وجود دارد. اولویت به توسعه و کمک به تولید در بالا دست است و تولید فرآورده در مرحله ثانویه قرار دارد. البته اگر این موضوع را یک عزم ملی ببینیم می تواند عملیاتی شود. یعنی کشور باید فکرکند که به جای فروش نفت و مصرف پول آن، بخشی از درامد نفت را صرف سرمایه گذاری در صنعت پایین دست بکند. لذا می توان گفت که در بدنه نفت این همیت برای ایجاد پالایشگاه و صنایع پایین دست جهت ایجاد ارزش افزوده وجود دارد ولی سرمایه این کار در نفت نیست. این سرمایه باید از بیرون نفت یا از منابع ملی یا منابع دیگر تامین شود.

هزینه تقریبی تولید هر بشکه نفت چقدر است؟ این پاسخ برای مخاطب می تواند جالب باشد.

تعیین هزینه تولید هر بشکه نفت قاعدتاً کار ساده ای نیست . چیزی که مشخص است، هزینه تولید دریایی به شدت بیشتر از تولید زمینی است و در همه کشورها اینگونه است. بدلیل تاسیسات گران آن. بر اساس نظام کلی هزینه تولید مرسوم در دنیا، کم هزینه ترین منطقه تولیدی در دنیا منطقه خاورمیانه است. دلایل مختلفی دارد، از جمله آسان بودن استخراج و اکتشاف، نوع رزرورها یا مخازن و طول عمر کمتر مخازن نفت خام. در حالیکه طول عمر و رزرور نفت آمریکا حدود صد سال است و هزینه تولید و توسعه میادین آن بسیار زیاد است(متاسفانه مخازن ایران از مرحله اول به مرحله دوم وارد شده است). طبیعی است که هزینه تولید در مرحله اول به شدت کم است، و در مرحله دوم، به شدت بالا میرود. ایران صاحب تکنولوژی نیست و لوازم و ابزار مورد نیاز در داخل تولید و کپی میشود، ولی نیاز به خرید تکنولوژی نوینی است که بتواند حجم تولید ما را بالا ببرد. این نیاز به سرمایه زیادی دارد و عدم وجود این تکنولوژی، هزینه تولید ما را درچند دهه اخیر افزایش داده است ولی با این حال همچنان جز مناطق ارزان (از نظر هزینه تولید) هستیم.

در بعضی مخازن همچنان هزینه تولید تک رقمی است و در برخی دورقمی است ولی به طور متوسط هزینه تولید نفت در ایران جز رده های ارزان در دنیا است. مثلا عربستان که دارای تکنولوژی نوین استخراج نفت است، هزینه تولید ارزانی دارد. درباره تولید نفت مشهور به نفت شنی و ماسه ای (شیل اویل) گران است و برآورد آن در کشورهای مختلف، متفاوت است و هر بشکه از ۳۰ دلار تا ۸۰ دلار برآورد شده است.

ظرفیت تولید نفت در ده سال آینده چه میزان است با توجه به شرایطی که داریم؟

ما برای افزایش تولید و راندمان، مخازن خوبی داریم. منتها تولید نفت خام ، برای تداوم  نیاز به سرمایه گذاری  دارد. با توجه به اینکه غالب مخازن ما وارد مرحله دوم عمر خود شده اند، باید این سرمایه گذاری را انجام دهیم زیرا بدون سرمایه گذاری، سالیانه حدود سیصد هزار بشکه افت تولید خواهیم  داشت . دبنابراین ابتدا برای جلوگیری از این افت تولید و در مرحله بعد برای افزایش تولید،  نیاز به سرمایهگذاری است، درحالیکه خیلی از مخازن ما دست نخورده است. همچنین برخی مخازنی که وارد مرحله دوم شده است با سرمایهگذاری اندکی میتوانند به افزایش تولید برسد. من فکر میکنم با سرمایه معقولی بتوانیم به حد ۵ میلیون بشکه در روز در ده سال آینده برسیم و برای دستیابی به تکنولوژی نوین برخی موانع سیاسی وجود دارد که باید رفع کرد.

آماری هم از ظرفیت فعلی تولید و صادرات دارید؟

ظرفیت تولید بالاتر از چهار میلیون است در حالیکه تولید کمتر از ۴ میلیون است. لذا ابتدا لازم است از آنچه که تولید می شود نیاز داخلی را تامین کند و حدود ۶/۱ میلیون در روز نیاز صرف نیاز پالایشگاه هاست. بعد از تامین نیاز داخلی مازاد نفت صادر می شود.

آیا راهبردی مشخص برای افزایش تولید داریم؟ یعنی با در نظر گرفتن منافع کشور برای تولید برنامهریزی میشود یا با توجه به نیاز بازار و با هدف از دست ندادن مشتری؟

این دو در کنار هم قرار دارند، یعنی راهبرد از دست ندادن مشتری را نمیتوان با تامین منافع ملی متضاد دانست. راهبرد در بخش تولید در مرحلهی اول حفظ سطح تولید فعلی است و راهبرد دوم حرکت به سمت افزایش تولید با نگاه به میادین مشترک است. تعدادی از مخازن نفت در غرب کشور و برخی در دریا مشترک است. نگاه صنعت نفت نگاه تمرکزی روی میادین مشترک است که بزرگترین آن میدان آزادگان مشترک با عراق است که تمرکز ما در آن منطقه منجر به تولید نزدیک به سیصد هزار بشکه شده است و با مقداری سرمایهگذاری، تولید می تواند به حدود دو برابر میرسد. پس نگاه صنعت نفت در بخش تولید دوگانه است.

 اگر تقاضای بالقوه برای نفت خام در بازار ایجاد شود چقدر توان برای تولید آن و در چه مدت زمانی داریم؟ آیا با ظرفیت تولید حدود ۴میلیون بشکه، میتوانیم یک میلیون بشکه در بازار به صورت فرس ماژور را تامین کنیم؟

بله. ما این امکان را داریم که با تولید یک میلیون بشکه اضافی، آن را در بازار بفروشیم.

موضوع دیگر نوع نفتی است که تولید می کنیم. الان تقاضای بازار است ظرفیت تولید ما سبک است یا سنگین؟

تولیدات نفتی ما چند دسته است. نفت سبک و سنگین. نفت خام های تولیدی ایران عمدتاً جزو نفت خام های متوسط هستند . چون API نفت خامهای تولیدی ایران در رنج  ۳۰ تا ۳۴ هستند. مثلا نفت سبک کمی بالاتر از ۳۳ و نفت خام سنگین نزدیک ۳۰ است که هر دو جزو نفت خام متوسط در نُرم بین الملل به شمار میآید. ولی نفت خام آزادگان جز نفت خام های فوق سنگین است با api حدود ۲۲ . این نوع نفت خام در استاندارد بازار نفت خام جهانی جزو نفت خامهای فوق سنگین  به حساب میآید ولی دیگر نفت خام های ما عمدتاً نفت خام متوسط هستند که هر کدام مشتری و کاربرد خود را دارند.

نفت خام سنگین گرانتر است؟

نه. نمی توان گفت بلکه با توجه به سرمایهگذاریهای دهه اخیر در پایین دست روی نوع پالایشگاههایی که امکان شکستن مولکولها را دارند، میتوانند از نفت خام سنگینتر محصولات مرغوبتری تولید کنند که تقاضا برای این نوع نفت خام بیشتر است. وقتی یک بشکه نفت خام فوق سنگین با یک بشکه نفت خام سبک مقایسه می کنیم، قیمت متفاوتی دارند و نفت خام سنگین ارزانتر است، ولی آنچه که در نرم بازاریابی میتوانیم بگوییم این است که تقاضا برای نفت خام سنگین بیشتر است.

در بحث تولید و فروش نفت جایگاه ملاحظات زیست محیطی چیست؟

در حوزه تولید قاعدتاً روی نفت خام نمی توانیم فرآیندهای خاصی را انجام بدهیم. به عنوان مثال به دلیل شرایط زیست محیطی که در دنیا و در بازار رایج است، تلاش براین است H2S نفت را که گازی سمی وکشنده است، کاهش دهیم. زیرا محدودیتهای زیست محیطی زیادی در دنیا اعمال شده که نفت خام با مقدار بالای این گاز، مشکل فروش دارد. تلاشهایی که در بخش بالادست شده که مقدار این گاز کاهش داده شود چون در برخی مراکز خرید، بالا بودن این گاز می تواند مانع فروش باشد. ولی در مورد برخی موارد (مثل گوگرد) در مراکز تولید نفت نمیتوان فراورشی انجام داد تا موادی مثل سولفور را جداسازی کرد. لذا  در پالایشگاهها با استفاده از سیستم های سولفور این ماده را جذب میکنند که هم فرآورده خوبی تولید میکند و هم گوگرد آن به عنوان یک ارزش افزوده است. البته ترکیبات برخی فلزات را نمیتوان با تکنولوزی روز جدا کرد و در نفت باقی میماند.

نگاه مشتری به این ترکیبات چیست؟

به لحاظ زیست محیطی نفت خامی که فلز کمتری دارد، متقاضی بیشتری دارد و بعضی از نفت خامهای ایران مواد سنگین زیادی دارد که عامل بازدارنده ‌و منفی است. خوشبختانه شرایط خیلی سخت نیست و هنوزخریدار داریم. عمدتاً این فلزات سنگین در برج تقطیر جذب نفت کوره میشود. بنابراین ۳ نوع ترکیبات در نفت خام موجود است، برخی در مراکز تولید جداسازی میشوند، برخی مثل گوگرد خریداران آنرا در پالایشگاه جداسازی می کنند و برخی مثل فلزات عامل منفی برای فروش است.

چه فاکتورهایی در کورس رقابت برای فروش نفت وجود دارد؟

کیفیت یک عامل اصلی میباشد ولی غیر از این ، موارد دیگری در کورس رقابت موثر است که خیلی به کیفیت ربطی ندارد. مثل عواملی که بازاریاب باید در تامین خواستههای مشتری اعمال کند و او را جذب کند. عواملی مثل تامین به موقع، قابلیت انعطاف در مقابل تقاضای خریدار، ایجاد تمهیداتی برای عرضه بهتر و راحتتر، برآورده کردن تقاضاهای اضطراری و دیگر عوامل.

و فروش اعتباری؟

این به هزینه های خرید و اقتصاد خریدار وابسته است. معمولا بازاریاب میتواند در صادرات به این موارد توجه کند. طبیعی است که وقتی دو خریدار از نظر کیفیت، مسائل عملیاتی و بانکی یکسان باشند، بازاریاب باید به اقتصاد او توجه کند که در این صورت خرید اعتباری به نفع خریدار است و وضع او را بهبود میدهد و فروشنده را به سمت فروش اعتباری جذب میکند. امروزه در دنیا فروش نقدی وجود ندارد و همه فروشهای نفت خام اعتباری است ولی این اعتبار متفاوت است. به صورت نرمال ۳۰ تا ۶۰ و ۹۰ روز وجود دارد و این عواملی است که فروشنده ها با توجه به اقتصاد خریدار تصمیم میگیرند. دنیا، دنیای رقابت است. وقتی حدود سه میلیون بشکه مازاد عرضه نفت وجود دارند و نفت خامها مشابه هم هستند و دنیا به سمتی رفته است که پالایشگاه ها طراحی روی نفت خاصی ندارند بنابراین اگر فروشنده به اقتصاد خریدار توجه نکند، خریدار نفت خود را از جای دیگر تامین میکند. پس فروش اعتباری یکی از ابزارهای کمکی به صادرات نفت است.

با توجه به محدودیت های ناشی از تحریم در بازار فروش نفت، آیا به صورت بنیادین راهکاری وجود دارد؟ بعنوان نمونه؛ سهیم شدن در پالایشگاه های خصوصی کشور؟ یا مثلا در پالایشگاه های کشورهای مبادی مصرف نفت مان سرمایه گذاری کنیم؟

راه های مختلفی را میتوان بررسی کرد ولی بعضاً دچار محدودیتهایی است و یا به موانعی برخورد میکند. مثلا در بحث سهیم شدن در پالایشگاههای مراکز مصرف فراورده . نوعا این پالایشگاها با ظرفیت کامل در حال تصفیه نفت خام  هستند (خصوصا در مراکز و کشور های با سطح مصرف مطلوب فراورده) و جای خالی برای سهیم شدن کمتر پیدا می شود. همچنین غالبا پالایشگاههای داخلی ایران نیز قدیمی و کهنه هستند که ارزش افزوده خوبی ندارند و آینده خوبی در بازار برای تولیدات این پالایشگاهها پیش بینی نمیشود. به غیر از برخی از پالایشگاه ها مثل اراک و بندرعباس که به روز شدهاند، بقیه پالایشگاهها قدیمی هستند. پس محدودیت ظرفیت در پالایشگاه های داخلی وجود دارد. سرمایه گذاری در پایین دست بازارهای مصرف، ایده خوبی است ولی نیاز به سرمایه دارد که قطعا چنین سرمایهای در نفت وجود ندارد.

منظور این است که در جایی مثل کره جنوبی که یکی از مشتریان ماست، سرمایه گذاری کنیم؟ نفت بدهیم و با پول آن در همانجا سرمایه گذاری کنیم؟

دیدگاهی که شما دارید، دیدگاه ملی است که خوب است ما در بازارهای مصرف سرمایه گذاری کنیم. ولی این دیدگاه به سرمایه نیاز دارد که خود نفت این توان را ندارد. درآمد نفتی که برای آن پالایشگاه خارجی میرود متعلق به خزانه دولت است. میتوان این کار را کرد ولی به شرطی که وقتی درآمد وارد خزانه دولت می شود، بخشی از آن، به این منظور در اختیار نفت قرار گیرد. می توان با نگاه حاکمیتی این موضوع را  در بودجه های سالانه کشور دید.

بعنوان نمونه یکی از پالایشگاه های هند در دوران تحریم رقم قابل توجهی به ما بدهکار بود که بعد از رفع تحریم سعی در انتقال آنها داشتیم، خیلی ها توصیه کردند که به جای دریافت این طلب، سهام این پالایشگاه را بخرید، ولی موضوع در داخل کشور مورد پذیرش قرار نگرفت و روسیه آن پالایشگاه را خریداری کرد. این دید ملی خوب است و می توان انجام داد به شرطی که دوسال صرفه جویی کنیم، خزانه دولت از بخشی از درآمد خود چشم پوشی کند تا بتوانیم این کار را انجام دهیم. لذا اگر کشور با دید ملی با این موضوع برخورد کند، عملیاتی است.

به فرض اتخاذ چنین تصمیمی، آیا محدودیت های تحریمی شامل آن نمی شود؟

به راحتی نمی توان پالایشگاه خریداری کرد. قاعدتاً کشورهای متخاصم، به مالکین پالایشگاهها برای عدم فروش به ایران فشار می آورند ولی این محدودیت جایی مکتوب و ثبت نشده .

مکانیسم قیمت گذاری نفت چگونه است؟ یک روز۱۵۰ دلار و روز دیگر ۶۰ دلار است!!؟؟. چه فاکتورهایی قیمت را تعیین می کنند؟

اقتصاددانان برای تعیین قیمت هر کالایی عمدتاً دو عامل عرضه و تقاضا را ملاک قرار میدهند. ولی در دنیای نفت، معتقدم عامل دیگری نیز وجود دارد به نام مدیریت بازار که از بالا و پایین رفتن قیمت جلوگیری میکند و سعی دارد بر دو عامل عرضه و تقاضا موثر باشد و در جهت منافع خود این روند را کند و تند میکند. حداکثر قیمت نفت ما در یک دوره محدودی به ۱۳۸ دلار رسید و در یک دوره چند ساله تا اواخر سال ۲۰۱۴ قیمت نفت ما بالاتر از ۱۰۰ دلار بود و بعد از آن قیمت ناگهان به ۳۰ دلار کاهش یافت. اگر سطح تقاضا و عرضه را در ابتدای سال ۲۰۱۴ و انتهای ۲۰۱۴ مقایسه کنید، تفاوت معناداری در آن وجود ندارد که قیمت را از ۱۲۰ دلار به ۳۰ دلار کاهش دهد. به چه دلیلی در آن چند سال قیمت نفت بالای ۱۰۰ دلار نگه داشته شد؟ من فکر میکنم هیچ دلیل قانع کنندهای برای آن وجود نداشت کما اینکه دلیلی برای این افت قیمت نیز وجود ندارد. بنابراین عواملی در بازار وجود دارد که آن را مدیریت میکند و قطعاً به منافع خودشان وابسته است.

نمونه ای در این زمینه در نظر دارید؟

بله. برای اینکه بتوانند استفاده از مخازن با هزینه بالا را توجیه پذیر کنند، قیمت نفت را بالای ۱۰۰ دلار نگه داشتند. دومین عامل این است که با بالابردن قیمت نفت، هزینه تحقیقات برای اقتصادی کردن منابع جایگزین فراهم شد. مثل بهبود تکنولوژی انرژی باد، سولار و منابع دیگر. طبیعی است که با قیمت ۳۰ دلار هیچ کس نمیتواند هزینه های برای انجام تحقیقات برای افزایش تکنولوژی منابع دیگر را تامین کند. سومین عامل این است که با گران بودن نفت، تحقیقات مفصلی برای بهینه کردن مصرف انجام شد. برای مثال کاهش مصرف بنزین در اتومبیلها که از سوخت ۸ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر به ۳ لیتر رسید. وقتی به این تحقیقات رسیدند، بازار رها کردند و قیمت به راحتی نزول کرد.

اینکه بازار جهانی نفت متأثر از بورس هست. درست است؟

بله. این روزها قیمت نفت خام صرفا  با مقدار عرضه و تقاضای نفت  تعیین نمیشود بلکه توسط بورسهایی که در دنیا فعال هستند، تعیین میشود. در بورس، تولید روزانه نفت خام در دنیا روزامه حدود  ۹۰ میلیون بشکه است که از این مقدار حدود ۵۰% مصرف داخلی ما و عربستان و دیگر کشورهای نفتی است و حدود ۵۰ میلیون بشکه در روز معامله فیزیکی انجام میشود درحالی که روزانه حدود ۷/۱ تا ۲ میلیارد بشکه معاملات کاغذی در بورس انجام میشود. با این معاملات کاغذی به راحتی می توانند  روی قیمت اعمال نفوذ کنند. مثلا افت شدید قیمت در سال ۲۰۱۴ این معاملات را به شدت تحت تاثیر قرار داد. الان هم به دلیل نیازهایی که وجود دارد و علی رغم اینکه ما به عنوان یک کشور صادر کننده تمایل به بالا بودن قیمت داریم، ولی قاعدتاً قیمت نفت توسط بورس تعیین میشود و برای تولیدکنندگان نفت خام شن و ماسه ای (شیل اویل)، قیمت زیر۵۰ دلار، به صرفه نیست. پس غیر از دو عامل عرضه و تقاضا، عامل مدیریت بازار بر قیمت نفت تاثیرگذار است و بازار را به راحتی کنترل میکند. اگر به فرض محال بتوانیم عامل مدیریت بازار را حذف کنیم، در این صورت با دو عامل عرضه و تقاضا میتوان به یک قیمت معقول دست یافت.

شما با نگاه اقتصادی به مدیریت بازار اشاره کردید اما امروزه نفت به یک ابزار سیاسی بدل شده است. جنجال رسانهای غرب ایران را یک کشور هستهای خطرناک قلمداد می کند و به زعم خودشان به وسیله برجام این ایران هسته ای را کنترل کردند تا به اصطلاح، جهان و بویژه خاورمیانه را به یک محیط امن تبدیل کنند. از آنجایی که بخش اعظم نفت دنیا در خاورمیانه تولید می شود، آیا با این استدلال میتوان گفت: نهایی شدن برجام باعث کاهش آن التهاب ساختگی و افت قیمت نفت شده است؟

این موضوع تاثیر زیادی ندارد. چرا که در دوران تحریم، قیمت نفت بالای ۱۰۰ دلار بود، قطعاً منافع ملی هرکشوری برای خودش مهم است. در این صورت همان موقع باید برای کاهش قیمت نفت اقدام میکردند. پس موضوع قیمت نفت صرفا تحت تاثیر مسائل سیاسی نیست. التهاب بازار نفت ممکن است فقط چند روز بر قیمت نفت موثر باشد ولی برای چند سال نمیتواند قیمت را کنترل کند. حدود ۵ سال در دوران تحریم قیمت بالای ۱۰۰ دلار بوده است. پالایشگاهها نمیتوانند مدت زیادی نفت خام را نگه دارند، در هر پالایشگاه حداکثر۱۰روز ظرفیت مخازن عملیاتی دارد و در کشورهای مختلف ۲۰ تا ۳۰ روز مخازن استراتژیکی بازاریابی وجود دارد، به جز مخازن استراتژیکی که دولتها دارند. لذا نهایتا یک پالایشگاه با حداکثر سرمایهای که دارد یک ماه میتواند نفت خام خود را نگه دارد. بنابراین در التهاب بازار پالایشگاهها نمیتوانند نفت زیادی بخرند و آن را بیشتر از یک ماه ذخیره کنند.

با توجه به تنگناهای موجود، چه موانعی برای ایجاد بورس نفت در ایران وجود دارد؟

اصولا بورس برای ایجاد رقابت بین خریدارن در جهت افزایش سود فروشندگان و همچنین رقابت بین فروشندگان در جهت کاهش هزینه های خریداران ونهایتا کشف قیمت منطقی و نزدیک به واقع است تا رضایت طرفین معاملات را تامین نماید و در انتها بورس باید بتواند خدمات مالی لازم برای تکمیل معاملات را نیز تدارک ببیند. طبیعی است که برای حصول به این مقصود غیر از لزوم‌ زیر ساخته‌های بانکی و ای تی ، تعدد فروشندگان و خریداران از اولیه ترین اصول و الزامات یک بورس واقعی است. در حالی که در ایران عرضه کننده یا فروشنده نفت یکی است و خریداران نیز به شدت محدود می باشند. در چنین بازاری بورس تبدیل به یک جراحی می شود و کشف قیمت واقعی صورت نخواهد گرفت . به همین ترتیب شما هیچ کشور تولیدکنندهای را نمیبینید که خود بورس داشته باشد. بورسهای دنیا معمولا توسط صندوقهای مالی اداره میشود و خرید وفروش انجام میشود. لذا بورسهای فعال و تعیین کننده شاخص های قیمت در دنیا ، بورسهای کاغذی است نه بورس فیزیکی.

بورس به این معنا که شرکت نفت، نفت خود را ارائه دهد و خریداران آن را بخرند، وجود ندارد و این روش یک مسیر متداول است. بسیاری از تولید کنندگان نفت هیچ گونه حراجی ندارند. شاید در عربستان و امارات بعضی از شرکتهای تابع شرکتهای نفت با اتکا به تولیدات خود وارد بورس شوند و معاملات کاغذی انجام دهند که از محل این معاملات درآمدهایی داشته باشند. ولی این نیست که شرکتهای اصلی نفت خام خود را در بورس وارد کنند. لذا مشکل بورس ما، انحصار عرضه کننده است. ضمن اینکه خریداران ما محدود هستند، باید برای عملیاتی کردن بورس، پنجره را به روی دنیا باز کنیم تا خریدارن مختلف با هم رقابت کنند. در این صورت مشکل سیستم بانکی مانع بزرگی برای ماست.

پیشنهاد مشخصی در این زمینه دارید؟

یک راه رفع مشکل بورس، ایجاد زیرساخت بانکی است. اگر بانک درستی ایجاد شود ضمن حل کردن مشکل بورس، مشکل صادرات را نیز حل میکند. بحث تحریم ظاهرا حل شده است و خریداران میتوانند به راحتی نفت بخرند ولی نمیتوانند پول را منتقل کنند، یعنی ما به راحتی نمیتوانیم پول خود را دریافت کنیم و برای آن باید هزینه صرف کنیم. بانک مرکزی ما هنوز نتوانسته سیستم بانکی مستحکمی ایجادکند که بتواند بین خریدار و ما ارتباطی برقرار کند و این پول به راحتی منتقل شود. ما هنوز برای انتقال پول خود نیازمند بانکهای بین المللی هستیم که سهامداران آن کشورهایی نظیر آلمان یا آمریکا است. اگر شبکه بانکی مستقلی ایجاد کنیم، هم میتواند به بخش صادرات کمک کند وهم زیرساخت مناسبی برای ایجاد بورس باشد. این بانک مستقل میتواند با کشورهای آسیای شرقی لینک شود.

چند درصد از فروش نفت ما برای اروپا است؟

حدود ۳۰% از نفت ما به اروپا صادر میشود.

 آیا پیشنهاد شما در زمینه ایجاد بانک مستقل، نمی تواند راهکاری برای خنثی کردن تحریم باشد؟ مخصوصاً اینکه عمده بازار خرید ما آسیای شرقی است.

این کمک بزرگی می تواند باشد و همان بحثی است که آقای ظریف در جلسه اروپا مطرح کردند. عمده بحث ایشان درباره بانکها است.

اگرچه قبلا بیان داشتید که تمرکز شما در حوزه مدیریتی، موضوع صادرات نفت بوده ولی با همین ملاحظه و اشراف تان به معضلات تحریم، آیا توسعه زنجیره ارزش منابع نفت از طریق توسعه پالایشگاه ها و مجتمع های پتروشیمی را مفید می دانید؟

در صنعت پتروشیمی با صنعت نفت تفاوتهایی وجود دارد. پتروشیمی سه بخش دارد، پایین دست، میان دست وبالا دست. پتروشیمی های ما غالباً میان دست هستند. برای اینکه بتوانیم ارزش افزوده خوبی ایجاد کنیم، نیاز به توسعه پایین دست این بخش داریم. این امکان وجود دارد که بتوانیم برای تولید فرآورده های پتروشمی سرمایه گذاری داشته باشیم. خیلی از چیزهایی که پتروشیمی ما تولید میکند خوراک پتروشیمیهای دنیاست. بنابراین جای رشد و سرمایهگذاری داریم. پتروشیمی صنعتی است که ارزش افزوده زیادی ایجاد میکند و توجه خاصی باید بر این موضوع باشد.

آیا بوروکراسی های پیچیده دولتی در روند بازرایابی و فروش نفت خللی ایجاد نمی کند؟

بخش بازاریابی نفت و فرآوردههای آن علیرغم دولتی بودن تا حد زیادی مطابق استانداردهای جهانی پیش رفته است. به همین دلیل بعد از تحریم ظرف کمتر از شش ماه صادرات ایران سه برابر شد. یعنی این بخش میتواند کار را در حد مقدور و ممکن انجام دهد، ولی چیزی که بازدارنده است همان بخش کانالهای بانکی است. ما برای بخش صادرات، چهار عامل را باید هماهنگ کنیم. این ۴ عامل عبارتند از؛ اول؛ قرارداد ها و مذاکرات بازاریابی و فروش، دوم؛ تدارکات و حمل و نقل، سوم؛ بحث بیمه ها و پوششهای مدیریتی و در آخر بحث بانکی. اینها عواملی هستند که تحریم با قفل کردن آنها مانع صادرات میشود. با همتی که شده، ۳ عامل اصلی آن هماهنگ شده و قراردادهای آن قابلیت اجرایی دارد. حمل نفت با ظرفیت خوب نفت کش ما انجام میشود و بیمه را توانستهایم به نوعی پوشش دهیم، ولی بحث بانکی تحت کنترل نفت نیست. یکی از عواملی که مانع صادرات خوب ما میشود بحث بانکی است. یعنی اگرمجموعه بانکی کشور بتواند این مشکل را حل کند قطعا صادرات با حجم بهتر افزایش مییابد.

 بعداز برجام اتفاق بزرگی در بحث فروش نفت افتاد و از زیر ۱ میلیون به بالای ۲ میلیون رسیدیم. گفتید همچنان سختی انتقال ارز را داریم. در این صورت آیا این بحث تهاتر را به صلاح می دانید؟

تهاتر یکی از ابزارهای خوب است ولی در این زمینه باید بانک مرکزی فعال شود تا در شرایط موجود، از نقل و انتقال پول صرف نظر کنیم. یعنی این امکان ایجاد شود که برخی شرکتها که کالایی را به ما میدهند از ما نفت بگیرند. تهاتر  البته به این معنا نیست که ما نفت بدهیم و کالا بگیریم. منظور اینست که نفت به قیمت روز فروخته میشود و کالا به قیمت روز خریداری میشود. فقط پول جابهجا نمیشود. این یکی از کارهایی است که از اوایل انقلاب انجام میدادیم، مثلا برای فولاد مبارکه اصفهان و همچنین بسیاری از کارخانجات بزرگی که اوایل انقلاب تاسیس شد. این روش مدرن نیست، ولی یکی از ابزارهای قابل استفاده است، مشروط بر این که سیستم پولی بانکی کشور اقدام کند. شرکت ملی نفت ایران صرفاً وظیفه تولید و فروش را دارد و پول را باید به خزانه واریز کند. در ادامه بازرگان باید پول را از خزانه دولت بگیرد. به جای این کار می توان یک تهاتر انجام داد یعنی نقش سه جانبه ای بین نفت و بانک و وزارت بازرگانی ایجاد شود. این موضوع الان انجام نمیشود بلکه پول همچنان به خزانه بانک مرکزی واریز میشود و بانک به حساب تجاری که پول نیاز دارد، واریز میکند.

و سئوال آخر اینکه: در بودجه ۹۷ برای حوزه نفت ۵/۱۴ درآمد های نفت برای شرکت ملی نفت ایران در نظر گرفته شده، آیا این مقدار خوش بینانه است؟

این بودجه مثل پارسال است و بخور و نمیر محسوب می شود. چون این میزان، به زحمت هزینه های جاری نفت را تامین می کند و قادر به تأمین هزینه سرمایه گذاری نیست.

از شما سپاسگزارم بابت وقتی که در اختیارمان گذاشتید.


برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.


دسته بندی : اقتصادی , تولید و نهادهای پولی و مالی , خبرنگاران , مطالب خواندنی
ارسال دیدگاه

تبلیغات